جعفر شهرى باف

320

طهران قديم ( فارسى )

در حالى كه ملوك ضرابى كه از او پيرتر بود و دانسته بود چه بكند شاداب و سرحال و هم اكنون نيز كه تصحيح اين فصل كتاب حاضر براى چاپ دوم ميكنم در قيد حيات مىباشد . اين بود وضع زندگى و غايت كارش و حمل جنازه‌اش در بىكسى تمام ، كه گفتى غريب كنار كوچه مرده‌اى حمل مىشود ، در تشييع‌كنندگانى انگشت‌شمار ، كه شايد هم اگر همت چند تن انسان حقيقى و از دوستداران واقعىاش نبود شايد در گورستان فقرا دفن شده بود . اين يك هنرمند و برخورد مردمش در پاسخ هنر و خدماتش در يك طرف مشرق زمين و با كمى اختلاف زمان هنرمند ديگرى بنام ام كلثوم و مردمش در آن طرف مشرق زمين بنام كشور مصر و سرزمين عرب‌ها ! كه در بيمارىاش بزرگانى مانند رئيس جمهور و همسطح او از عيادت‌كنندگانش بودند و در تشييع جنازه‌اش ( عبد الناصر رئيس جمهور ) پيشرو ديگر مشايعت‌كنندگانش باشد ، سواى به تجليلش اعلام عزاى عمومى نمودن و مردمش كه تا حد خودكشى از او تقدير بكنند ! هويتش : از نسب علويه . اسمش در ابتدا قمرتاج و در سهولت اداى كلام قمر و پس از آن قمر الملوك . نام خانوادگيش وزيرى ، كه از كنيهء استادش علينقى خان وزيرى دريافته بود . پدرش سيد حسن ، مادرش طوبى ، محل تولدش تاكستان قزوين ، تاريخ تولدش 1284 شمسى ، معاصر شعرا و هنرمندانى مانند عارف و عشقى و ايرج و ملك الشعراى بهار و كلنل وزيرى و على اكبر خان شهنازى و مرتضى خان نى داود . و تاريخ فوتش شب جمعه 1338 . مزارش قبرستان ظهير الدوله ، شرق خيابان دربند شميران طهران . روانش شاد و سپاس خداوندى را كه داناى به قلوب و تا آفتاب از مشرق طلوع كند در توبه براى بندگان گشوده نهاده ، كريم و رحمان و غفور مىباشد . مسجد مجد الدوله يكى ديگر از اماكن خيابان باغشاه ، مسجد مجد بود كه هنوز به همان شكل و هيأت برقرار مىباشد و آنچه از آن قابل ذكر مىباشد بيكاره‌ها و بىخانمانها و بىسر و سامانهاى خود خيابان و اطراف آن است كه در آن اجتماع نموده ، شبها